علل اصلی بیاشتهایی شامل مواردی میباشد که قسمت اعظم آنها به آسانی قابل رفع و رجوع و اصلاح است.
قدری خونسرد باشید، رفتار و گفتار خود را کنترل نمایید تا کودک متوجه نشود که چقدر غذا خوردن او اهمیت دارد. ولی قبل از پرداختن به دلایل عمدهی بیاشتهایی کودکان به این موضوع تاکید میگردد که رشد سریع نوزادان در سال دوم و سوم نسبت به سال اول زندگی که وزن تولدشان به سه برابر افزایش مییابد (یعنی حدوداً 9 تا 11 کیلوگرم) و همچنین افزایش قدی بین 25 تا 30 سانتیمتر نسبت به قد زمان تولد خود دارند، بسیار کاهش مییابد و این تفاوت سرعت وزنگیری و افزایش قد طبعاً در میزان نیاز آنها به مقدار انرژی و مواد مغذی و حجم غذای خورده شدهی آنها نیز تأثیر گذاشته و کمغذایی آنها را موجب میگردد که نباید با بیاشتهایی و یا کماشتهایی اشتباه گرفته شود؛اگر شما عزیزان به ریشهیابی علل به وجود آورندهی بیاشتهایی پی برده و این عوامل را از پیش پای خود بردارید خواهید دید که چه ساده، روند رشد و بالندگی بچه در چهارچوب ظرفیتهای ژنتیکی بهتر از سابق خواهد شد و علاقه او به غذاهای مختلف نمود خواهد یافت.
1- در پایان ششمین ماه زندگی نوزادان یعنی نیمهی دوم سال اول زندگی، باید به صورت سیستماتیک و برنامهریزی شده تغییراتی در نوع و قوام غذای روزانهی کودکان به عمل آورده شود یعنی نه تنها به طور تدریجی به تنوع بخشیدن به مواد غذایی دریافتی کودک اقدام شود بلکه قوام آنها نیز از حالت مایعات صرف به سوی غذاهای سفتتر تغییر یابد. در آغاز با دادن فرنی رقیق یا حریرهی بادام به صورت تدریجی اولین قدم در تغییر یکنواختی و قوام غذاها برداشته میشود. حال اگر در سال دوم زندگی نیز به جای تغذیهی بچه با غذاهای مناسب این سن و سال فقط حریره بادام و فرنی و سوپ داده شود به طور حتم مورد استقبال و علاقهی کودک قرار نخواهد گرفت.
قدری خونسرد باشید، رفتار و گفتار خود را کنترل نمایید تا کودک متوجه نشود که چقدر غذا خوردن او اهمیت دارد. ولی قبل از پرداختن به دلایل عمدهی بیاشتهایی کودکان به این موضوع تاکید میگردد که رشد سریع نوزادان در سال دوم و سوم نسبت به سال اول زندگی که وزن تولدشان به سه برابر افزایش مییابد (یعنی حدوداً 9 تا 11 کیلوگرم) و همچنین افزایش قدی بین 25 تا 30 سانتیمتر نسبت به قد زمان تولد خود دارند، بسیار کاهش مییابد و این تفاوت سرعت وزنگیری و افزایش قد طبعاً در میزان نیاز آنها به مقدار انرژی و مواد مغذی و حجم غذای خورده شدهی آنها نیز تأثیر گذاشته و کمغذایی آنها را موجب میگردد که نباید با بیاشتهایی و یا کماشتهایی اشتباه گرفته شود؛اگر شما عزیزان به ریشهیابی علل به وجود آورندهی بیاشتهایی پی برده و این عوامل را از پیش پای خود بردارید خواهید دید که چه ساده، روند رشد و بالندگی بچه در چهارچوب ظرفیتهای ژنتیکی بهتر از سابق خواهد شد و علاقه او به غذاهای مختلف نمود خواهد یافت.
1- در پایان ششمین ماه زندگی نوزادان یعنی نیمهی دوم سال اول زندگی، باید به صورت سیستماتیک و برنامهریزی شده تغییراتی در نوع و قوام غذای روزانهی کودکان به عمل آورده شود یعنی نه تنها به طور تدریجی به تنوع بخشیدن به مواد غذایی دریافتی کودک اقدام شود بلکه قوام آنها نیز از حالت مایعات صرف به سوی غذاهای سفتتر تغییر یابد. در آغاز با دادن فرنی رقیق یا حریرهی بادام به صورت تدریجی اولین قدم در تغییر یکنواختی و قوام غذاها برداشته میشود. حال اگر در سال دوم زندگی نیز به جای تغذیهی بچه با غذاهای مناسب این سن و سال فقط حریره بادام و فرنی و سوپ داده شود به طور حتم مورد استقبال و علاقهی کودک قرار نخواهد گرفت.