
سلولهاياندامهاي مختلف بدن ما به طور دائم در حال تكثير هستند و سرعت اين تكثير در بافتهاي مختلف، متفاوت است؛ اما تقسيم سلولي فرايندي بهشدت كنترلشده است. بسياري از ژنها تقسيم سلولي را تنظيم ميكنند. آنكوژنها شروع تقسيم سلولي را بر عهده دارند و ژنهاي مهاري تومور، تقسيم سلولي را متوقف ميكنند.
در اين ژنها موتاسيون (فرايندي كه طي آن به عوامل تنظيم تقسيم سلولي آسيب وارد ميآيد و در عملكرد آن اختلال ايجاد ميكند) ميتواند علت تقسيم سلولي كنترلنشده و تشكيل تومور باشد. معمولا عوامل موتاژن منجر به آسيب DNA ميشوند و به اين ترتيب زمينهساز بروز سرطان خواهند بود.
مطالعات مختلف در مراكز پژوهشي دنيا و انستيتو پژوهشهاي سرطان آمريكا، نشان دادهاند كه حدود 35 درصد از عوامل خطر بروز سرطان مربوط به رژيم غذايي و الگوي غذايي افراد است. به عبارت ديگر، چگونگي تغذيه و انتخابهاي غذايي ما در طولانيمدت به عنوان يك عامل موتاژن منجر به اختلال در تنظيم تكثير سلولي و نهايتا سرطان خواهد شد. 30 درصد از عوامل بروز خطر مربوط به استعمال دخانيات، 20 درصد مربوط به سابقه خانوادگي و الگوي ژنتيكي (كه خود ميتواند تحت تاثير الگوي طولانيمدت تغذيه در نسلهاي متوالي قرار گيرد)، 5 درصد در ارتباط با مصرف الكل و 9 درصد باقيمانده نيز به ساير علل و مواجهه افراد با ساير عوامل موتاژن مانند: سموم، مواد شيميايي، راديواكتيو، عوامل ميكربي و... مربوط است.
مطالعات مختلف نشان دادهاند كه مواد مغذي موجود در غذاها طي زمان ميتوانند بر چرخه سلولي، مرگ برنامهريزيشده سلولي، افتراق سلولي، تنظيم هورموني، بازسازي DNA و متابوليسم مواد ايجادكننده سرطان (كارسينوژنها) اثر بگذارند. اساسا به اثرات طولانيمدت مواد مغذي بر تغييرات ژنتيكي، اپيژنتيك (Epigenetic) ميگويند. مطالعات مختلف نشان داده است كه بسياري از ريزمغذيهاي كليدي مانند كلسيم، روي، سلنيوم، فوليك اسيد، ويتامينC ، ويتامين E و بسياري از تركيبات فعال موجود در غذاها مانند كاروتنوئيدها، فلاوونوئيدها و برخي اسيدهاي چرب ضروري و همچنين بسياري از باكتريهاي مفيد مانند پروبيوتيكها، توانايي تغيير وقايع ژنتيكي را دارند. در همين ارتباط قابل توجه است كه بدانيم در يك سيب كامل بالغ بر 9000 ماده مغذي گياهي (phytonutrients) وجود دارد كه نقش بسياري از آنها در سلامت انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. از طرفي با توجه به تغيير در شيوه زندگي و الگوي غذايي طي دهههاي گذشته، بيماريهاي مزمن و سرطانها در اغلب كشورهاي دنيا در حال افزايش است.
بر اساس گزارشهاي موجود شايعترين سرطانها در دنيا به ترتيب: ريه، سينه، كولون و ركتوم، معده، كبد و پروستات هستند كه همگي آنها ارتباط مستقيمي با الگوي تغذيه دارند. در كشور ما و بر اساس آمار منتشرشده از سوي معاونت سلامت وزارت بهداشت، سرطان با توجه به ميزان بروز، مرگ و مير و بار بيماري، بهعنوان سومين اولويت بهداشتي كشور در نظر گرفته شده است و نياز به مداخلات برنامهريزيشده به منظور پيشگيري و كنترل دارد. شايعترين سرطانها در ايران سرطان سينه، پوست، معده، كولون و ركتوم، پروستات و مري هستند.
همچنين، مطالعات بار بيماريها پيشبيني ميكند كه تا سال 2030 ميلادي رتبه تمام بيماريهاي سرطاني در جهان، بهعنوان علت ناتواني و مرگ و مير، افزايش چشمگيري يابد. از طرفي اين مطالعات روند افزايشي اين بيماريها را در كشورهاي در حال توسعه بسيار سريعتر نشان ميدهند.
بر اساس مطالعات، برنامههاي غذايي اشتباه بيشترين اثر سوء خود را در سالهاي آغازين زندگي خواهند داشت و در صورت تداوم، اين اثرات سوء بهصورت تغييرات متابوليك در فرد نهادينه شده كه در نهايت ميتواند سلامت نسلهاي بعد را نيز به مخاطره بياندازد. بنابراين، به منظور مقابله صحيح با اين الگوهاي غلط غذايي، مداخلات موثر بايستي فراتر از عوامل خطر فردي و در طول دوره زندگي صورت گيرد. در حال حاضر با تغيير تدريجي الگوها و فرهنگ غذايي، ميانگين مصرف ميوهها و سبزيها، غلات كامل و ساير فرآوردههاي گياهي كاهش يافته و مصرف روغنها و چربيها، فرآوردههاي گوشتي و لبني پرچرب، غذاهاي آماده و غذاهاي صنعتي حاوي مواد نگهدارنده به سرعت رو به افزايش است.
سادهترين تاثير اين تغيير افزايش دريافت كالري و كاهش دريافت ريزمغذيهاست كه هر دو با بروز بيماريهاي مزمن و غيرواگير و بيماريهاي سرطاني به طور اخص مرتبط هستند. مطالعات بيشماري ارتباط بين اضافهوزن يا چاقي و بروز بيماريهاي مزمن را نشان دادهاند. همچنين، بين كمبود بسياري از ريزمغذيها و مواد فعال غذايي با بروز اين بيماريها ارتباط معنيداري وجود دارد. اخيرا مطالعات جامع انستيتو تحقيقات سرطان آمريكا، نقش اجزاي غذايي و ريزمغذيها را در بروز بيماريهاي سرطاني و تغيير وقايع ژنتيكي و حتي تاثير بر سلامت نسلهاي بعدي بررسي كرده است. اين مطالعه تاثير مواد مغذي مختلف را با توجه به شواهد بهدستآمده در طيف وسيعي از «پيشگيري از بروز» گرفته تا «بدون اثر شناخته شده» طبقهبندي كرده است. يافتههاي اين مطالعات نشان دادهاند كه مصرف كلسيم و ويتامين D، ويتامينهاي آنتياكسيدان A، C، E، فوليك اسيد و سلنيوم در پيشگيري از بروز سرطان كولون و ركتوم نقش قابل توجهي دارند. مصرف سبزيهاي تازه بهخصوص خانواده كلم و گوجهفرنگي، ويتامينهاي D وE، كلسيم و سلنيوم نيز در پيشگيري از بروز سرطان پروستات موثر است. از طرف ديگر مصرف مكملهاي بتاكاروتن و رتينول منجر به افزايش احتمال بروز سرطان ريه شده است. نكته قابل توجه ديگر در مورد بسياري از ريزمغذيها اينكه يك دوز مشخص بيشترين اثر و قابليت پيشگيري را داشته است. بهعبارت ديگر، افزايش بيش از حد دوزهاي مصرفي برخي از اين مواد مغذي حتي منجر به افزايش بروز بيماريهاي سرطاني شده است. از طرفي، اين بحث مطرح است كه تاثير تركيبات فعال غذايي در مواد طبيعي نسبت به مواد استخراجشده و مصنوعي متفاوت است، به همين دليل در مطالعات مختلف بسته به نحوه كاربرد تركيبات فعال غذايي، در برخي شرايط اثرات بسيار مفيد در پيشگيري از بيماريهاي سرطاني و در شرايط ديگر، حتي اثرات زيانبار مشاهده شده است.
در كشور ما نيز مطالعات انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور و مطالعه ارزيابي وضعيت تغذيهاي ريزمغذيها توسط معاونت سلامت وزارت بهداشت، حاكي از كمبود قابل توجه بسياري از ريزمغذيها مانند: ويتامين D و كلسيم، ويتامين A، ويتامين B2، آهن و روي ميباشد؛ لذا با توجه به نقش اين ريزمغذيها در آسيبشناسي بيماريهاي سرطاني و با توجه به تغيير الگوهاي غذايي كه خود زمينهساز اصلي بروز اين كمبودهاست، با كمي دقت و توجه بيشتر در انتخاب و مصرف غذاهايي مانند سبزي و ميوه تازه در برنامه غذايي روزانه و مصرف شير و لبنيات كمچربي – بهخصوص براي افراد بالاي دو سال – و مصرف كنترلشده غذاهاي صنعتي فرآوريشده و پرچرب و در نهايت مشاوره با متخصصان تغذيه، ميتوان به نحو كاملا موثري از بروز اين بيماريها پيشگيري كرد.
منبع: دنیای تغذیه ش 78
در اين ژنها موتاسيون (فرايندي كه طي آن به عوامل تنظيم تقسيم سلولي آسيب وارد ميآيد و در عملكرد آن اختلال ايجاد ميكند) ميتواند علت تقسيم سلولي كنترلنشده و تشكيل تومور باشد. معمولا عوامل موتاژن منجر به آسيب DNA ميشوند و به اين ترتيب زمينهساز بروز سرطان خواهند بود.
مطالعات مختلف در مراكز پژوهشي دنيا و انستيتو پژوهشهاي سرطان آمريكا، نشان دادهاند كه حدود 35 درصد از عوامل خطر بروز سرطان مربوط به رژيم غذايي و الگوي غذايي افراد است. به عبارت ديگر، چگونگي تغذيه و انتخابهاي غذايي ما در طولانيمدت به عنوان يك عامل موتاژن منجر به اختلال در تنظيم تكثير سلولي و نهايتا سرطان خواهد شد. 30 درصد از عوامل بروز خطر مربوط به استعمال دخانيات، 20 درصد مربوط به سابقه خانوادگي و الگوي ژنتيكي (كه خود ميتواند تحت تاثير الگوي طولانيمدت تغذيه در نسلهاي متوالي قرار گيرد)، 5 درصد در ارتباط با مصرف الكل و 9 درصد باقيمانده نيز به ساير علل و مواجهه افراد با ساير عوامل موتاژن مانند: سموم، مواد شيميايي، راديواكتيو، عوامل ميكربي و... مربوط است.
مطالعات مختلف نشان دادهاند كه مواد مغذي موجود در غذاها طي زمان ميتوانند بر چرخه سلولي، مرگ برنامهريزيشده سلولي، افتراق سلولي، تنظيم هورموني، بازسازي DNA و متابوليسم مواد ايجادكننده سرطان (كارسينوژنها) اثر بگذارند. اساسا به اثرات طولانيمدت مواد مغذي بر تغييرات ژنتيكي، اپيژنتيك (Epigenetic) ميگويند. مطالعات مختلف نشان داده است كه بسياري از ريزمغذيهاي كليدي مانند كلسيم، روي، سلنيوم، فوليك اسيد، ويتامينC ، ويتامين E و بسياري از تركيبات فعال موجود در غذاها مانند كاروتنوئيدها، فلاوونوئيدها و برخي اسيدهاي چرب ضروري و همچنين بسياري از باكتريهاي مفيد مانند پروبيوتيكها، توانايي تغيير وقايع ژنتيكي را دارند. در همين ارتباط قابل توجه است كه بدانيم در يك سيب كامل بالغ بر 9000 ماده مغذي گياهي (phytonutrients) وجود دارد كه نقش بسياري از آنها در سلامت انسان مورد مطالعه قرار گرفته است. از طرفي با توجه به تغيير در شيوه زندگي و الگوي غذايي طي دهههاي گذشته، بيماريهاي مزمن و سرطانها در اغلب كشورهاي دنيا در حال افزايش است.
بر اساس گزارشهاي موجود شايعترين سرطانها در دنيا به ترتيب: ريه، سينه، كولون و ركتوم، معده، كبد و پروستات هستند كه همگي آنها ارتباط مستقيمي با الگوي تغذيه دارند. در كشور ما و بر اساس آمار منتشرشده از سوي معاونت سلامت وزارت بهداشت، سرطان با توجه به ميزان بروز، مرگ و مير و بار بيماري، بهعنوان سومين اولويت بهداشتي كشور در نظر گرفته شده است و نياز به مداخلات برنامهريزيشده به منظور پيشگيري و كنترل دارد. شايعترين سرطانها در ايران سرطان سينه، پوست، معده، كولون و ركتوم، پروستات و مري هستند.
همچنين، مطالعات بار بيماريها پيشبيني ميكند كه تا سال 2030 ميلادي رتبه تمام بيماريهاي سرطاني در جهان، بهعنوان علت ناتواني و مرگ و مير، افزايش چشمگيري يابد. از طرفي اين مطالعات روند افزايشي اين بيماريها را در كشورهاي در حال توسعه بسيار سريعتر نشان ميدهند.
بر اساس مطالعات، برنامههاي غذايي اشتباه بيشترين اثر سوء خود را در سالهاي آغازين زندگي خواهند داشت و در صورت تداوم، اين اثرات سوء بهصورت تغييرات متابوليك در فرد نهادينه شده كه در نهايت ميتواند سلامت نسلهاي بعد را نيز به مخاطره بياندازد. بنابراين، به منظور مقابله صحيح با اين الگوهاي غلط غذايي، مداخلات موثر بايستي فراتر از عوامل خطر فردي و در طول دوره زندگي صورت گيرد. در حال حاضر با تغيير تدريجي الگوها و فرهنگ غذايي، ميانگين مصرف ميوهها و سبزيها، غلات كامل و ساير فرآوردههاي گياهي كاهش يافته و مصرف روغنها و چربيها، فرآوردههاي گوشتي و لبني پرچرب، غذاهاي آماده و غذاهاي صنعتي حاوي مواد نگهدارنده به سرعت رو به افزايش است.
سادهترين تاثير اين تغيير افزايش دريافت كالري و كاهش دريافت ريزمغذيهاست كه هر دو با بروز بيماريهاي مزمن و غيرواگير و بيماريهاي سرطاني به طور اخص مرتبط هستند. مطالعات بيشماري ارتباط بين اضافهوزن يا چاقي و بروز بيماريهاي مزمن را نشان دادهاند. همچنين، بين كمبود بسياري از ريزمغذيها و مواد فعال غذايي با بروز اين بيماريها ارتباط معنيداري وجود دارد. اخيرا مطالعات جامع انستيتو تحقيقات سرطان آمريكا، نقش اجزاي غذايي و ريزمغذيها را در بروز بيماريهاي سرطاني و تغيير وقايع ژنتيكي و حتي تاثير بر سلامت نسلهاي بعدي بررسي كرده است. اين مطالعه تاثير مواد مغذي مختلف را با توجه به شواهد بهدستآمده در طيف وسيعي از «پيشگيري از بروز» گرفته تا «بدون اثر شناخته شده» طبقهبندي كرده است. يافتههاي اين مطالعات نشان دادهاند كه مصرف كلسيم و ويتامين D، ويتامينهاي آنتياكسيدان A، C، E، فوليك اسيد و سلنيوم در پيشگيري از بروز سرطان كولون و ركتوم نقش قابل توجهي دارند. مصرف سبزيهاي تازه بهخصوص خانواده كلم و گوجهفرنگي، ويتامينهاي D وE، كلسيم و سلنيوم نيز در پيشگيري از بروز سرطان پروستات موثر است. از طرف ديگر مصرف مكملهاي بتاكاروتن و رتينول منجر به افزايش احتمال بروز سرطان ريه شده است. نكته قابل توجه ديگر در مورد بسياري از ريزمغذيها اينكه يك دوز مشخص بيشترين اثر و قابليت پيشگيري را داشته است. بهعبارت ديگر، افزايش بيش از حد دوزهاي مصرفي برخي از اين مواد مغذي حتي منجر به افزايش بروز بيماريهاي سرطاني شده است. از طرفي، اين بحث مطرح است كه تاثير تركيبات فعال غذايي در مواد طبيعي نسبت به مواد استخراجشده و مصنوعي متفاوت است، به همين دليل در مطالعات مختلف بسته به نحوه كاربرد تركيبات فعال غذايي، در برخي شرايط اثرات بسيار مفيد در پيشگيري از بيماريهاي سرطاني و در شرايط ديگر، حتي اثرات زيانبار مشاهده شده است.
در كشور ما نيز مطالعات انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور و مطالعه ارزيابي وضعيت تغذيهاي ريزمغذيها توسط معاونت سلامت وزارت بهداشت، حاكي از كمبود قابل توجه بسياري از ريزمغذيها مانند: ويتامين D و كلسيم، ويتامين A، ويتامين B2، آهن و روي ميباشد؛ لذا با توجه به نقش اين ريزمغذيها در آسيبشناسي بيماريهاي سرطاني و با توجه به تغيير الگوهاي غذايي كه خود زمينهساز اصلي بروز اين كمبودهاست، با كمي دقت و توجه بيشتر در انتخاب و مصرف غذاهايي مانند سبزي و ميوه تازه در برنامه غذايي روزانه و مصرف شير و لبنيات كمچربي – بهخصوص براي افراد بالاي دو سال – و مصرف كنترلشده غذاهاي صنعتي فرآوريشده و پرچرب و در نهايت مشاوره با متخصصان تغذيه، ميتوان به نحو كاملا موثري از بروز اين بيماريها پيشگيري كرد.
منبع: دنیای تغذیه ش 78
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر